86/11/20
پاسخ جنبش امل به بيانيه وزارت خارجه ليبى 2
3. رسانههاى كشور ليبى خبر ورود امام صدر را به طرابلس بايكوت كردند و به هنگام ورود امام و همراهانش تنها آقاى احمد شحاطى، مسئول دفتر روابط بينالملل كنگره خلق ليبى (وزير امور خارجه) براى استقبال از امام و همراهانش در فرودگاه حاضر شد، به گونهاى كه حتى كاردار سفارت لبنان در ليبى، چهار روز پس از ورود امام و همراهانشان، يعنى زمانى كه آقاى عباس بدرالدين براى اخذ ويزاى فرانسه با وى تماس گرفت، از حضور آنان در ليبى باخبر شد.
در اين سفر امام نتوانست با هيچيك از مسئولان دولت ليبى به جز احمد شحاطى ملاقات كند. اين در حالى بود كه ايشان به دعوت رسمى دولت ليبى و به منظور ديدار با قذافى به اين كشور سفر كرده بودند. سرانجام پس از شش روز انتظار براى تعيين زمان ملاقات، بهايشان اعلام شد كه ظهر روز هفتم يعنى 31 اوت 1978 براى ملاقات با قذافى تعيين شده است. امام صدر و همراهان در ظهر آن روز در حالى كه به سمت محل ديدار با قذافى در حركت بودند، مشاهده شدهاند. اما قذافى پس از آن مدعى شده است كه آن ديدار در موعد مقرر انجام نگرفته و امام بدون ملاقات با وى از ليبى خارج شدهاند.
4. امام صدر و همراهانش قصد سفر به رم را نداشتهاند، زيرا آقاى عباس بدرالدين هنگامى كه گذرنامه
خود را براى اخذ ويزاى فرانسه به "نزار فرحات"، كاردار سفارت لبنان در ليبى، ارائه كرده در خواستى براى اخذ ويزاى ورود به ايتاليا مطرح نكرده است.
از طرفى، اگر امام قصد سفر به رم را داشتند، گذرنامه خود را به آقاى فرحات مىدادند تا براى ايشان ويزاى ورود به ايتاليا دريافت گردد. اما چنان كه مىدانيم، ويزاى ايتاليا در تاريخ 31 اوت 1978 در گذرنامه ايشان درج شده است، يعنى همان روزى كه گفته مىشود ايشان از ليبى خارج شدهاند.
نكته مهم ديگر آنكه اگر آقاى بدرالدين تصميم داشته همراه امام به رم سفر كند، چرا گذرنامه خود را به همراه گذرنامه امام و شيخ يعقوب، براى اخذ ويزاى ايتاليا ارائه نكرده است؟ ( آقاى بدرالدين ويزاى ورود به ايتاليا را در اختيار نداشته و در فرودگاه رم، ويزاى موقت 48 ساعته دريافت كرده است.)
پاسخ اين پرسش آن است كه آقاى بدرالدين نيز قصد سفر به رم را نداشته است، زيرا اگر چنين تصميمى داشت، به سادگى مىتوانست گذرنامه خود را در كنار گذرنامه هاى امام و شيخ يعقوب كه براى دريافت ويزا به سفارت ايتاليا در ليبى ارائه شده قرار دهد.
علت جدا ماندن گذرنامه امام و شيخ يعقوب از گذرنامه آقاى بدرالدين، آن است كه گذرنامه آقاى بدرالدين براى دريافت ويزاى فرانسه، نزد آقاى فرحات،كاردار سفارت لبنان، بوده و همين نكته بيانگر آن است كه گذرنامه هاى امام و شيخ يعقوب، در حالت عادى و طبيعى براى دريافت ويزا به سفارت ايتاليا تحويل داده نشده است. به همين سبب، آقاى بدرالدين نيز نتوانسته با كاردار سفارت لبنان تماس برقرار كند و گذرنامه خود را از او پس بگيرد، يا از او بخواهد كه ويزاى ايتاليا را برايش دريافت كند. همين اوضاع مبهم و غيرعادى، سرآغاز ماجراى ناپديد شدن آنان است.
86/11/20
پاسخ جنبش امل به بيانيه وزارت خارجه ليبى 1
با وجودى كه بيانيه وزارت خارجه ليبى در تاريخ 18 سپتامبر 1978 صادر شده است، جنبش امل ارائه پاسخ آن را تا زمان برگزارى كنفرانس مطبوعاتى آيتاللَّه شيخ محمدمهدى شمسالدين، به تعويق انداخت. اين تأخير بدان دليل بود كه با وجود اينكه همه قراين و شواهد نشان مىداد ليبى مسئول ربودن امام صدر و دو همراهانش است، اما جنبش امل نمىخواست پيش از پايان تحقيقات، اين كشور را مسئول ربودن امام صدر معرفى كند اما پس از اتمام اين تحقيقات، شيخ شمسالدين در آن مصاحبه، با ارائه شواهد و مدارك فراوان رسماً ليبى را مسئول ربودن امام صدر معرفى كرد.
متن پاسخ جنبش امل بدين شرح است:
۱. همه ما مىدانيم كه امام موسى صدر پيش از اين تنها يك بار به ليبى سفر كرده بودند و آن هم در سپتامبر 1975 و براى شركت در يك كنفرانس دينى - مذهبى در آن سفر، امام با قذافى ديدار كردند و قذافى از اختلاف نظرهايى كه در ديدار با امام ميان آن دو پيش آمد، ابراز ناراحتى كرد و براى آن كه ديدار را پايان دهد، بر صندلى خود لم داد و چشمانش را بست و خود را به خواب زد! پس از آن ديگر هيچ ارتباط يا تماسى ميان امام و دولت ليبى انجام نشد.
همزمان با جنگ هاى داخلى لبنان، نخست وزير ليبى، سرگرد عبدالسلام جلّود به لبنان سفر كرد و در مدت اقامت خود در لبنان، يعنى ماه هاى ژوئن و ژوئيه 1976 ، با بسيارى از شخصيت هاى لبنانى وابسته به جناح هاى مختلف سياسى ديدار و گفتگو كرد از جمله آنان، پير جميل، رئيس حزب كتائب، بود كه جّلود در تاريخ 16 ژوئن 1976، به مدت بيش از سه ساعت با وى ديدار و گفتگو كرد، اما هيچگونه ملاقاتى ميان او و امام صدر انجام نشد. چندى بعد، هنگامى كه امام صدر و سرگرد جلّود به منظور تلاش براى عادى سازى روابط ميان سوريه و جنبش مقاومت فلسطين، جداگانه به دمشق سفر كرده بودند، امام با جّلود رو به رو شد و از او به خاطر سهلانگارىاش گله كرد. جلود نيز گفت كه پس از بازگشت به لبنان، به ديدار امام خواهد رفت. اما پس از بازگشت آنان به لبنان در تاريخ 14 ژوئيه 1976 نيز هيچ گونه ديدار يا تماسى ميان آن دو صورت نگرفت.
از طرفى، همزمان با سفر جلّود به لبنان، برخى از روزنامه هاى لبنانى كه با رژيم ليبى در ارتباط بودند، جنگ تبليغاتى بىرحمانه و آشكارى را عليه امام صدر به راه انداختند. سازمانها و انجمنهاى مرتبط با حكومت ليبى نيز اقدامات مشابهى انجام دادند.
86/11/20
بيانيه رسمى وزارت امور خارجه ليبى
وزارت امور خارجه ليبى در تاريخ 17 سپتامبر 1978 در بيانيهاى رسمى نظر رژيم ليبى را درباره سفر امام موسى صدر به آن كشور و ربودن ايشان بيان داشت. در اين بيانيه تناقضات و موارد كذب فراوانى وجود دارد. پس از اين بيانيه تناقضات و موارد كذب آن را بررسى مىكنيم:
امام موسى صدر از شخصيت هاى اسلامى بزرگ و رهبر شيعيان لبنان محسوب مىشود و ميان او و ليبى روابط محكمى برقرار است كه منشأ آن تجليل واحترام نسبت به نقشى است كه امام صدر در قلمروهاى اسلامى وسياسى در دنياى عرب وجهان اسلام ايفا مى كند. وى بارها پيش از اين از ليبى ديدار كرده است. در روز 18 ژوئيه 1978، عصام مكى، نماينده امام موسى صدر، كه در آن هنگام در الجزاير بود، با سفارت تماس برقرار كرد و تمايل امام را براى سفر به ليبى بيان كرد. سفارت ما در بيروت روز 19 ژوئيه 1978 استقبال ما را از اين سفر به ايشان ابلاغ كرد. در تماس كاردار سفارت ليبى با امام ايشان ضمن اشاره به اشتغالاتش در آن برهه زمانى پيشنهاد مى كند كه سفر در نيمه دوم ماه مبارك رمضان صورت گيرد و روز 25 اوت 1978 را براى سفر تعيين مى كنند.
در تاريخ مذكور وى به طرابلس رسيد و به گرمى مورد استقبال قرار گرفت. در ايام اقامتش ديدارهاى متعددى صورت گرفت. سپس امام خواستار گرفتن بليط براى سفر به رم و از آنجا به پاريس شد. لذا كميته مردمى مستقر در فرودگاه بينالمللى طرابلس از خطوط هوايى ايتاليا، آليتاليا، به شماره 881 به مقصد رم براى وى و همراهانش عباس حسين بدرالدين و محمد شحاته يعقوب جا رزرو كرد.
چون در اين پرواز صندلى خالى وجود نداشت، نمايندگان شركت آليتاليا بنا به درخواست كميته مردمى فرودگاه خواستار تغيير صندلى دو تن از مسافران درجه يك به درجه توريستى شد، تا امام وهمراهانش بتوانند در قسمت درجه يك قرار بگيرند. اين دو مسافر آقاى والنتى، كارمند شركت آليتاليا درطرابلس، وخانم دونسلمان از ايتاليا بودند.
امام صدر با پرواز شماره 881 خطوط هوايى آليتاليا روز پنجشنبه 31 اوت 1978 در ساعت 8:15 شب عازم رم شد. برادر، احمد الحطاب از دفتر ارتباطات عربى در كنگره عمومى خلق ونماينده كميته مردمى فرودگاه ونماينده شركت حمل ونقل آليتاليا او را بدرقه كرد.
ساعت 10 صبح روز 12 سپتامبر 1978 نماينده شركت آليتاليا در طرابلس تلگرافى را از مدير منطقهاى شركت مذكور در بيروت دريافت كرد و در آن جوياى احوال مسافران پرواز 881 در تاريخ 31 اوت 1978 به نامهاى موسى، يعقوب و عباس شد. در پاسخ نماينده شركت آليتاليا در طرابلس تلگرافى را در ساعت 14:30 همان روز فرستاد و تأكيد كرد كه امام موسى صدر و شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين با پرواز آليتاليا به شماره 881 در تاريخ 31 اوت 1978 طرابلس را به سوى رم ترك كردهاند.
دبيرخانه وزارت امور خارجه ضمن تأكيد بر روابط برادرانه واستوار كه ميان امام موسى صدر واين دولت بوده است واحترام فراوانى كه براى امام قائل است اعلام مىكند كه امام طرابلس را به قصد رم ترك كرده است و تأكيد مى كند شايعاتى كه برخى از مراكز مشكوك و مغرض مىپراكنند، با هدف بر هم زدن اوضاع لبنان، اين آخرين پايگاه انقلاب فلسطين، صورت مىگيرد. از اين رو جمهورى ليبى با تمام قوا در كنار نيروهاى اسلامى ومترقى براى روشن شدن سرنوشت امام موسى صدر ونجات جان وى وهمراهانش مى كوشد. در اين خصوص ما در ارتباط مداوم با دولت ايتاليا هستيم كه امام صدر با يكى از پروازهاى آن بدان جا سفركرده است ودولت ليبى به اين قضيه اهميت فراوانى مىدهد.
86/11/20
امام لیبی را ترک کرده!!!!
تحقيقات اوليه نشان داد كه امام و همراهانش آخرين بار در ساعت يك بعدازظهر روز 31 اوت 1978 با اتومبيلهاى تشريفات دولت ليبى براى ديدار با قذافى، هتل محل اقامت خود را ترك كردهاند. قذافى در تاريخ 31 سپتامبر 1978 در شهر دمشق اعتراف كرد كه ساعت 1:30 بعدازظهر آن روز موعد ديدار وى با امام بوده است. وى مدعى شد كه آن ملاقات انجام نشده زيرا به او خبر دادهاند كه امام و دو همراهش به طور ناگهانى از ليبى خارج شدهاند!!!
سران رژيم ليبى در ابتدا موضوع ربودن امام وهمراهانش را ناديده گرفتند و خود را در اينباره بىاطلاع وانمود كردند، اما انتشار اين خبر در محافل رسانهاى و بينالمللى، حكومت ليبى را ناگزير كرد كه در تاريخ 17 سپتامبر 1978 با انتشار يك بيانيه رسمى و آكنده از تناقضات آشكار چنين وانمود كند كه امام موسى صدر و دو همراه ايشان عصر روز 31 اوت 1978 بدون اطلاع مقامات ليبيايى با پرواز هواپيمايى آليتاليا عازم ايتاليا شدهاند.
86/11/20
علل ربودن امام صدر از نگاه دکتر چمران
خبر ناپديد شدن امام موسى صدر بسرعت انتشار يافت و روزنامههاى لبنان در تاريخ 12 سپتامبر 1978 آن را در صفحات نخستين خود منعكس كردند. راديوها و رسانههاى خبرى خارجى نيز آن را پوشش دادند. يكى از روزنامههاى لبنان كه با مقامات ليبى ارتباط نزديكى داشت در اين تاريخ اين خبر را تحت عنوان «آيا رويدادهاى ايران با اين معما ارتباطى دارد يا نه» منتشر كرد. اين روزنامه در متن خبر خود به بررسى عوامل و امكان ارتباط مسئله ربودن امام با رويدادهاى انقلاب ايران پرداخت. خبرگزارى كويت نيز در همين روز خبر را به منابع رسمى ليبى نسبت داد. بعدها روشن شد كه منبع اين خبر مدير دفتر خبرگزارى ليبى در بيروت بوده است.
شهيد دكتر چمران علل ربودن امام موسى صدر را در چند بند خلاصه مىكند:
نخست: بزرگترين دليلى كه رهبران دولتهاى عربى براى ربوده شدن امام موسى صدر ذكر مىكنند اختلافات مذهبى ميان امام موسى صدر و قذافى است. مىدانيم كه قذافى و معاونش جلّود نسبت به شيعيان حقد و كينه فراوان دارند. چهارسال پيش هنگامى كه جلود به خليج فارس رفته بود، در كويت يا ابوظبى به شيعيان ايران اهانت كرد و آنها را خارج از دين ناميد. اما ما معتقديم كه همه مشكل و قضيه بر سر اختلافات دينى نيست. زيرا در مقابل اين همه فشارى كه از سوى دول عرب و ايرانيان بر قذافى وارد آمده اگر مشكل فقط اختلاف دينى بود مسلماً امام موسى را آزاد مىكرد. بنابراين مشكل خيلى عميقتر و حادتر از مشكلات دينى است.
دوم: درلبنان معتقدند كه مبارزه پيگير امام موسى عليه تقسيم و توطين و تجاوز اسرائيل به جنوب لبنان از مهمترين دلايل كوشش استعمار براى از ميان برداشتن اين مرد است تا قرارهاى كمپ ديويد را به اجرا درآورد.
سوم: امرى است كه به عربى به آن «مساومه» مىگوييم. نزديكترين ترجمه آن معامله است، معامله سياسى. عدهاى معتقدند آمريكا و غرب مىخواست با امام موسى معامله كند. يعنى در لحظاتى كه انقلاب پيروزمند ايران در اوج قدرت خود سير مىكرد تصميم مىگيرد كه با امام موسى وارد معامله شود تا خطى برخلاف جهت خط انقلاب اسلامى ايران برگزيند. يعنى امام موسى را وسيلهاى قرار دهند براى كوبيدن انقلاب ايران. ولى امام موسى اين معامله را نمىپذيرد.
چهارم: امام موسى را گروگان قرار دهند تا با امام خمينى معامله كنند. چرا كه آمريكا تلاش بسيارى مىكرد با امام خمينى معامله كند. سياستمداران آمريكايى را به پاريس مىفرستادند تا مذاكره كنند اما امام از پذيرش آنها امتناع مىكرد. بالاخره به ملك حسين متوسل شدند. ملك حسين به پاريس رفت. امام او را نپذيرفت. حتى به اطرافيان خود دستور داد با اطرافيان ملك حسين ملاقات نكنند. بنابراين مىبينيم معامله با شخص امام موسى و يا معامله با امام خمينى هر دو با شكست مواجه مىشود.
پنجم: به نظر ما اين دليل مهمترين عامل ربوده شدن امام موسى است كه به انقلاب اسلامى ايران بازمىگردد. حدود نه ماه پيش امام موسى مقالهاى در روزنامه لوموند پاريس به نام «نداء الانبيا» نوشت. اين زمان بحبوحه تظاهرات قم و تبريز بود. او پيشبينى كرد انقلاب ايران پيروز خواهد شد و اين انقلاب بزرگ را به رسالت پيامبران تشبيه كرد. گفت نشان چنين هيجان و ايمان و شهادتى را در هيچ جاى تاريخ نمىتوان سراغ گرفت جز در رسالت انبيا. اين زنگ خطرى براى غرب نسبت به امام موسى و طرز تفكر انقلابى او بود. آمريكا و روسيه منافع و مصالح خود را در ايران از دست داده بودند.
امام موسى شخصيتى است كه با سابقه مبارزاتى و تشكيلاتى خود مىتوانست لبنان، عراق، خليج فارس، كويت و كشورهاى ديگر نفتخيز منطقه را از سقوط برهاند و مصالح آمريكا در را معرض تهديد قرار دهد. بنابراين به مصلحت آمريكا نبود چنين فردى در چنين وضعيت بحرانى در منطقه حضور داشته باشد.
او بزرگترين شخصيتى است كه مىتوانست انقلاب اسلامى ايران را در اين مناطق انتشار دهد و به استعمار ضربه زند.
86/11/20
امام صدر و همراهان به مقصد دیدار با قذافی
به دليل نگرانى ناشى از پاسخ رژيم ليبى، رئيس جمهور لبنان، الياس سركيس، در تاريخ 12 سپتامبر 1978 تلاش كرد با قذافى ارتباط تلفنى برقرار كند تا از او درباره اين موضوع توضيح بخواهد و به او اطلاع دهد كه ميهمانانش هنوز به وطنشان نرسيدهاند و خارج از ليبى نيز ديده نشدهاند. اين ارتباط به رغم تلاش در آن روز به نتيجه نرسيد. شخصى كه پاسخگوى تلفن بود، همواره تكرار مىكرد كه قذافى با اين شماره در دسترس نيست وبا شماره ديگرى تماس بگيريد و تماس با شماره جديد نيز نتيجه نمىداد اما نخست وزير لبنان همان روز توانست كه با نخست وزير ليبى، سرگرد عبدالسلام جّلود، تلفنى گفتگو كند. وى در ابتدا فرصت خواست، سپس در تماس بعدى جواب كاردار ليبى را تكرار كرد و افزود كه امام موسى صدر از اين سفر خشنود نبود و بدون اطلاع مقامات و بدرقه رسمى ليبى را ترك گفته است. همچنين يكى از كارمندان دولت به نام احمد حطاب او را اتفاقى در فرودگاه طرابلس مشاهده و با وى خداحافظى كرده است.
براساس پرسوجو درباره اخبار مربوط به امام از كسانى كه پس از شركت در جشنهاى اول سپتامبر از ليبى بازگشته بودند، روشن شد كه:
× هنگام استقبال از امام در فرودگاه طرابلس احمد شحاطى، رئيس دفتر روابط خارجى دبيرخانه كنگره عمومى خلق ( وزير امور خارجه ليبى ) حضور داشته است.
× ايشان با همراهانش ميهمانان رسمى دبيرخانه كنگره عمومى خلق بودهاند و در هتل الشاطئ طرابلس اقامت داشتهاند.
× احمد شحاطى با ايشان در تاريخ 26 و 27 اوت 1978 گفت وگو كرد و در يكى از اين جلسات، گروه گزارشگرى تلويزيون با امام موسى صدر مصاحبه تصويری وسخنان ايشان را ضبط كرد. اما اين تصوير هرگز از تلويزيون ليبى پخش نشد.
× صحبت هاى طولانى از ايشان درباره اوضاع كنونى لبنان ودنياى عرب ضبط شده است تا در راديو «الوطن العربى» ليبى پخش شود. اما از پخش آن جلوگيرى شد.
× امام هنگام ورود به طرابلس در تاريخ 25 اوت 1978 در انتظار اعلام وقت ديدار با قذافى بوده است. در حالى كه به قذافى خبر داده بودند كه ناگزير بايد پيش از 1 سپتامبر 1978 به پاريس سفر كنند.
× همراهان ايشان نيز بنا داشتند كه به پاريس سفر كنند. از اين رو يكى از آنان يعنى عباس بدرالدين در تاريخ 29 اوت 1978 با كاردار لبنان در ليبى براى گرفتن ويزاى ورود به فرانسه صحبت كرده بود. امام و شيخ محمد يعقوب قبلاً از سفارت فرانسه در بيروت ويزا دريافت كرده بودند.
× امام وهمراهان در حدود ساعت يك بعدازظهر روز 31 اوت 1978 در حالى كه از هتل الشاطئ بيرون آمدند تا سوار ماشين هاى تشريفات دولتى شوند و به ديدار قذافى بروند، ديده شدهاند. قذافى بعدها اعلام كرد كه وى ساعت 1:30 بعدازظهر آن روز را براى ديدار با امام معين كرده بود. اما اين ديدار صورت نگرفت زيرا به وى خبردادند كه امام سفر كرده است.
86/11/15
امام موسی صدر کجاست؟
پس از آن كه از بازگشت امام و همراهانش از ليبى خبرى نشد و ارتباط با آنان نيز ميسر نگرديد، مجلس اعلاى شيعيان لبنان از كاردار ليبى در لبنان در تاريخ 6 سپتامبر 1978 خواست در اين زمينه اطلاعاتى ارائه كند اما وى از پاسخگويى طفره رفت. چهار روز بعد مجلس، موضوع را با نخست وزير دولت لبنان، دكتر سليم الحص، در ميان گذاشت. وى فوراً كاردار ليبى را در تاريخ 10 سپتامبر 1978 فراخواند وخواستار جواب رسمى و فورى شد. ظهر روز بعد كاردار ليبى پاسخ داد كه امام موسى صدر و همراهانش عصر روز31 اوت 19 78 با هواپيماى خطوط هوايى ايتاليا به شماره 881، ليبى را به مقصد رم ترك گفتهاند.
اما نكته جالب اينجاست كه امام به هيچ وجه قصد نداشت 31 اوت ليبى را ترك كند. بلكه امام مىخواست شنبه يا يكشنبه بعد دوم يا سوم سپتامبر طرابلس را به مقصد پاريس ترك كند. يكى از اتباع فرانسه به نام نزار على كه اصالتاً لبنانى است، در همان هتلى اقامت داشت كه امام صدر و همراهانش بودند.
امام صدر و نزار على در روز 30 اوت 1978 با يكديگر در هتل ديدار مىكنند. پس از آنكه امام موسى صدر مطلع مىشود نزار على روز بعد يعنى 31 اوت با هواپيما به پاريس خواهد رفت، نامهاى كوتاه براى خانواده خود در پاريس مىنويسد تا نزار على به آنها بدهد. امام در اين نامه به خانواده خود خبر مىدهد كه روز شنبه يا يكشنبه يعنى دوم يا سوم سپتامبر به پاريس سفر خواهد كرد. متن نامه بدين شرح است:
صدرى - حميد فرزندانم - ما خوبيم. انشاءاللَّه شنبه يا يكشنبه به پاريس مىرسم. اميدوارم بتوانم عصر جمعه يا بعدازظهر شنبه براى مشخص كردن زمان رسيدن با شما تلفنى تماس بگيرم. به ام صدرى هم اين مطلب را اطلاع دهيد. با بيروت با منزل حسينى به شماره 470886 تماس بگيريد و به آنها هم اطلاع دهيد.
به دكتر صادق و دكتر عصام هم اطلاع دهيد تا منتظر رسيدن ما به پاريس باشند. ام صدرى از سلامت و زمان رسيدن به پاريس او را مطلع كنيد.
86/11/13
قطع ارتباط با دنياى خارج
همان طور كه گفته شد وسايل ارتباط جمعى و رسانههاى گروهى ليبى اخبار مربوط به سفر امام به اين كشور و ديدارهاى ايشان را مسكوت گذاشتند و هيچ خبرى درباره ديدار امام با قذافى و ديگر مسئولان ليبيايى منتشر نكردند. در حالى كه خبرگزارىهاى ليبى، از شخصيتهاى بسيار كم اهميت در راديو و تلويزيون ياد و فعاليتهايشان را ذكر مىكردند. از طرفى ارتباط امام با دنياى خارج نيز قطع شد در حالى كه ايشان همواره در تمامى سفرهاى خود همه روزه از طريق تلفن با اعضاى مجلس اعلاى شيعيان و با دوستان و خانواده خود ارتباط برقرار مىكردند. از همراهان وى نيز هيچ خبرى نرسيد، با اينكه يكى از آنان يعنى استاد عباس بدرالدين، رئيس خبرگزارى «اخبار لبنان» بود كه تنها به دليل پوشش خبرى اين سفر با امام صدر همراه شده بود. مقامات ليبى محل اقامت امام موسى صدر را در بخش شماره 351 يعنى قسمتى از هتل قرار مىدهند كه زير نظر دستگاه اطلاعات ليبى بوده است.
86/11/13
آغاز سفر به لیبی
پس از وساطت دولت الجزاير، در تاريخ 28 ژوئيه 1978 امام موسى صدر در دفتر خود پذيراى كاردار سفارت ليبى در لبنان شد و او دعوت كنگره جماهيرى خلق ليبى را براى ديدار امام از آن كشور و گفتگو با دبير كل كنگره، سرهنگ معمر قذافى، ابلاغ كرد وخواهش كرد كه اين سفر در 19 يا21 اوت 1978 انجام شود. امام اين دعوت را پذيرفت اما در مورد تعيين زمان سفر با تأمل برخورد كرد.
در 20 اوت 1978 ايشان به كاردار ليبى اطلاع داد كه مايل است سفر در تاريخ 25 اوت انجام شود و بايد ليبى را پيش از اوّل سپتامبر 1978 ترك كند تا بتواند به همسر بيمارش كه در حال درمان در فرانسه است، رسيدگى كند. همچنين بايد براى پارهاى كارهاى ضرورى به لبنان باز گردد. پس از آن امام موسى صدر نام اعضاى هيئت همراه خود را به كاردار ليبى اعلام كرد.
سفارت ليبى در لبنان بليط سفر امام و همراهانش، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، را به او تقديم و به موجب نامهاى به خطوط هوايى لبنان، الشرق الاوسط، به شماره 430/3/4 در تاريخ 24 اوت 1978 چند صندلى در جايگاه ويژه هواپيما براى ايشان رزرو كرد.
روز جمعه امام موسى صدر به همراه شيخ محمد يعقوب و استاد عباس بدرالدين به ليبى سفر كرد. در ميان بدرقهكنندگان ايشان در فرودگاه بيروت كاردار ليبى، محمود بن كوره، نيز حضور داشت. در فرودگاه طرابلس رئيس دفتر ارتباطات خارجى كنگره عمومى خلق، يا همان وزير خارجه ليبى، احمد شحاطى، از ايشان استقبال كرد. امام و همراهانش كه ميهمان رسمى دولت ليبى بودند در هتل الشاطئ در طرابلس اقامت گزيدند.
رسانههاى خبرى ليبى هيچ اشارهاى به حضور ميهمان رسمى دولت خود يعنى امام صدر نكردند و از برنامههاى ايشان در اين سفر هيچ خبرى ندادند تا جايى كه كاردار لبنان در طرابلس آقاى نزار فرحات از حضور ايشان در اين شهر خبردار نشد تا اين كه استاد عباس بدرالدين در تاريخ 28 اوت 1978 با او تماس گرفت. مفاد گزارش رسمى موجود در وزارت امور خارجه لبنان اين نكته را تأييد مىكند.
نزار فرحات نيز بلافاصله امام صدر و همراهانش را براى صرف غذا و افطار به خانه خودش دعوت مىكند. در ديدار با آقاى فرحات، عباس بدرالدين از او درخواست مىكند كه براى او ويزاى پاريس تهيه كند تا او بتواند در كنار آقاى صدر به پاريس برود. امام صدر و شيخ محمد يعقوب ويزاى ورود به پاريس را در گذرنامههاى خود داشتهاند و چنين درخواستى از كاردار نمىكنند.
86/11/13
چرا امام به لیبی سفر کرد؟
افزايش رنج ومحنت مردم لبنان وشدت گرفتن تجاوزات صهيونيستها واشغال جنوب عملاً مانع اعمال حاكميت دولت لبنان بر اين منطقه شده بود. چون اسرائيل از اجراى قطعنامه 425 شوراى امنيت وعقبنشينى از مناطق مرزى سرباز زده بود، امام موسى صدر وظيفه خود مىدانست كه اوضاع بحرانى لبنان و عمق خطرهاى تهديد كننده جنوب را به اطلاع رهبران كشورهاى عربى برساند.كسانى كه مىتوانستند در رسيدگى به اين وضع اسف بار تأثير مستقيم داشته باشند.
بنابراين امام به سوريه، اردن، عربستان سعودى و الجزاير سفر كرد واين كشورها را به برگزارى نشست محدود سران فراخواند؛ با اين اميد كه مصيبتهاى مردم لبنان پايان يابد و جنوب اين كشور آزاد شود. همين مطلب را وى در گفتگو با روزنامه اخبار خليج چاپ بحرين بيان داشت كه خلاصه آن را روزنامه النهار مورخ 24 ژوئيه 1978 منتشر كرد. پس از سفر به الجزاير، وى هفت روز در اين كشور اقامت داشت. در الجزاير با رئيس جمهور، هوارى بومدين، محمد صلاح يحياوى و ديگر مسئولان جبهه ملى آزادىبخش الجزاير گفتگو كرد. امام صدر با بومدين حدوداً دو ساعت و نيم جلسه داشت. ضمن مباحثات، دولت الجزاير به امام موسى پيشنهاد كرد، با توجه به نفوذ و تأثير قذافى، رهبر ليبى، در عرصههاى سياسى - نظامى لبنان بهتر است از ليبى نيز ديدار و سفر دورهاى خود را تكميل كند.
پيش از اين تنها يك بار در سال 1975 امام صدر براى حضور در كنگره اسلامى ليبى به اين كشور سفر كرده بود. در آن سفر با قذافى هم ملاقات كرد. امام موسى صدر شانزده پروژه اصلاحى را براى مردم محروم جنوب لبنان و براى مقاومت در برابر اسرائيل به معمر قذافى پيشنهاد مىدهد و از او مىخواهد كه خود او هم در اجراى آنها مشاركت كند اما قذافى با همه پروژهها مخالفت مىكند و مىگويد وظيفه ما در حال حاضر خراب كردن است. در اينجا ميان آقاى صدر و قذافى اختلاف بوجود مىآيد. از همان تاريخ قذافى تمام انرژى و قدرت خود را در راه انفجار لبنان و تشديد جنگهاى داخلى صرف مىكند.

