تبليغاتX
از ربودن تا به امروز

سه شنبه 29 تیر1389

نقد استاد

به قول استاد محسن کمالیان دیروز "  بعد از ظهر وب‌گردی می‌کردم" که متوجه شدم، نوشته من درباره دیدار محسن رضایی با سفیر قذافی ، دکتر کمالیان را آزرده است. درباره متن استادم دکتر کمالیان، که با عنوان " گل زدن به دروازه‌ی خودی " در سایت روایت صدر منتشر شده بود چند نکته دارم که می گویم:

1-       نمی توانم و نمی خواهم ذوق زدگی ام را از اینکه دکتر کمالیان مطلبم را خوانده و نقد کرده است پنهان کنم . به یقین دکتر محسن کمالیان حق عظیمی بر من و همه دوستداران امام صدر در ایران دارد و من همیشه در رویای بازگشت امام، ایشان را نفر دوم پس از سید صدر الدین صدر می دانستم که زیر بغل های امام را گرفته اند تا ایشان به سلامت از پلکان هواپیما پایین بیاید و ما را ذوق مرگ کند.

2-       از اینکه باعث شدم دکتر کمالیان بازهم درباره پیگیری بنویسند، بسیار بسیار خوشحالم  حتی اگر استاد به این واسطه، قدری هم من را چوبکاری کرده باشد.

3-       من در نوشته ام می خواستم گوشزد کنم منطق آقایان آویزان لیبی از قبل انقلاب تا امروز سست است و تذکر دهم که این امامزاده فقط کور می کند و اگر دولتمردان ما فارغ از مساله امام صدر از همبستگی با لیبی به دنبال منافعی هستند، دل در باد بسته اند. در باب مساله امام و این دیدار ها هم نظرم ناظر بر اصل " اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید" بود . یعنی همانطور که استاد کمالیان فرمودند و خواسته قلبی بسیاری از دوستداران امام است اصلا با لیبیایی ها دیدار نکنید و بگویید هم چرا دیدار نمی کنید ولی  اگر به هر دلیلی خودتان را مجبور به این دیدارها می دانید لااقل برای منافع خودتان هم که شده موضوع امام را به رخشان بکشانید.

4-       البته سوال آخری هم از دکتر کمالیان دارم و مطمئنم استاد این بار نیز من را از پاسخ محروم نخواهند کرد. ذکر بزرگانی چون امام خمینی ، دکتر چمران و ... به عنوان مثالی برای عدم رابطه با رژیم لیبی تا حل مساله ربودن  امام صدر مغتنم بود. اما سوال اینجا است که حالا که گه گاه این دیدار ها علیرغم میل ما صورت می گیرد چه کنیم ؟ آیا مثلا این سکوت خبری که در پس این دیدار، حتی در میان سایتهای حامی امام صدر  حاکم است مفید است؟ آیا نمی بایست ما حداقل در همین سایتهای خودمان به دکتر محسن رضایی می فهماندیم که نباید مذاکره می کردی و حالا اگر دیداری هم صورت گرفته پاسخ ما را بده که چی گفتی وچی شنیدی؟ آیا گمگشته ما را سراغی گرفتی؟ آیا اگر در همه این دیدار های نا خواسته این مهم مطرح می شد کم کم لیبیایی ها ماست شان را کیسه نمی کردند؟

در پایان بازهم نهایت احترام و ادب را برای استادم دکتر محسن کمالیان اظهار می کنم . آرزو دارم رفتار و گفتار و نوشتارم خللی در بازگشت امام صدر ایجاد نکند و هم دلان غم غیبت امام را نیز نرنجاند و مخاطب " قد صدقت الرویا" برای بازگشت امام موسی صدر باشم .

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 11:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 16 تیر1389

دیدار با مجبر

دلیل دیدار دکتر محسن رضایی با سفیر لیبی در تهران خیلی برایمان مهم نیست. حتما دلایلی دیپلماتیکی وجود دارد که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با سفیر لیبی در تهران دیدار می کند! اما هیچ دلیل دیپلماتیکی وجود ندارد که ما در دیدارهای رسمی مان از سرنوشت اتباع ربوده شده ایرانی در لیبی نپرسیم؟ مخصوصا اگر آن فرد ربوده شده "امام موسی صدر" باشد . ما امیدواریم دکتر رضایی هم بدون هیچ خجالتی از سفیر لیبی پرسیده باشد که چه بر سر امام صدر آورده اند؟  هرچند این خواسته دل ما خیلی هم به واقعیت نزدیک نیست.  به هرحال آنانی که تلاش می کنند "ربودن امام موسی صدر به دست قذافی" را ماست مالی کنند ، خوب است بدانند تنها ملاحظه ای که می تواند ما را دندان بر جگر نگه دارد، زنده بودن ایشان و امید بازگشت است و الا صد سال سیاه می خواهیم نماینده قذافی و نمایندگی اش در کشورمان نباشند و جلوی چشممان جولان ندهند. معلوم نیست چند صد هزار سال باید بگذرد تا عده ای بفهمند که توفیقات ما مثلا در دفاع مقدس معلول کمک های نظامی لیبی نبود و اکنون نیز اگر در وادی سیاسی و هسته ای مقاومتی می کنیم به اتکای رای منفی! امثال قذافی در شورای امنیت نیست. که اگر چنین بود  دقیقا در شب 22 بهمن سال 57 طومار انقلاب اسلامی در هم پیچیده شده بود و الان درکتب مهجور تاریخی هم نامی از بعضی آقایان طرفدار این تئوری نبود. انقلاب اسلامی آنطور که امام خمینی بنیان نهاد و  امام موسی صدر در " ندای پیامبران" شرح داد، حاصل تحول و تربیت انسان است و همین انسان ها هستند که در دامن تربیت امثال امام موسی صدر ، تبدیل به دکتر مصطفی چمران می شوند که نامش هم می تواند  پاوه را از سقوط نجات دهد چه برسد به خودش که " زاده بسطه فی العلم و الجسم"

آنها که آداب دیپلماسی حکومت اسلامی را نمی دانند و فکر می کنند اگر نیاز دیپلماتیکی داریم یا قبلا داشتیم! باید همه حرفهایمان را در پستو مخفی کنیم تا به طرف مقابل بر نخورد را به سیری در سیره عملی امام موسی صدر و شاگردانش در حزب الله لبنان ارجاع می دهیم.

و حالا اگر ما آن بصیرت معهود را می داشتیم ، حتما همانقدر که برای راضی کردن لیبیایی ها هزینه کردیم تا آخر هم علیه ما در شورای امنیت رای دهند ، برای بازگشت امام موسی صدر هزینه می کردیم و می دیدیم که جهاد برای بازگشت او " احدی الحسنیین " است. ما منتظریم تا اربعین موسی تمام شود و او میان ما گوساله پرستان هزاره سوم باز گردد و الواح را بر سر آنانی خرد کند که غیبتش را معادل نبودش گرفته اند!
نوشته شده توسط ح.وهابیان در 10:30 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 11 فروردین1389

لیبی: صبح قذافی، ظهر قذافی، شب قذافی

لیبی کشور وسیعی است، در کنار دریای مدیترانه و شمال آفریقا.این کشور نفت و گاز دارد شتر دارد، قذافی هم دارد.  اما چرا باید  از لیبی بدانیم. شاید اگر امام صدر به لیبی نرفته بود، برای ما ایرانیها نام این کشور در ردیف سومالی و نیکاراگوئه و نیجر و ... قرار می گرفت که نمی دانیم دقیقا کجا هست و رییسش کیست و حکومتش چیست. اما ما باید بدانیم درباره کشوری که امروز امام موسی صدر در آن سکنی نگزیده ولی ساکنش کرده اند. یعنی باید درباره محبس امام صدر بدانیم. مثلا آب  هوایش را بدانیم تا بتوانیم محاسبه کنیم یک پیرمرد هشتاد و چند ساله با محیطی که شایسته محبوسین است تا کی باید تاب بیاورد تا آنها که در بندر بیروت نشسته یا در میدان پاستور تهران مشغولند به خودآیند. و ما باید بدانیم طرابلس غرب کجاست و امام  صدر چند روز را در آن سپری کرده است . مهمتر، هتل الشاطی است. هتلی که امام چند روزی مقیمش بوده است. ما باید از لیبی بدانیم.

 

پیشتر ها این سرزمین را با نام مبارزی لیبیایی به نام " عمر مختار" می شناختند، فیلم ماندگار مصطفی عقاد از مبارزات عمر مختار نیز بر این شهرت افزود.

 

اما گذر زمان چهره مبارزاتی مردم این کشور را در پس یک نام پنهان کرد. سالهاست که لیبی نه برای ما که برای جهانیان با نام قذافی مترادف است. آه که چه بد آهنگی دارد این نام : " قذافی"

به شخصیت قذافی در مقاله های بعدی و در فرضیات چگونگی ربودن امام خواهیم پرداخت. اما لیبی، نظام سیاسی این کشور البته تعریف درستی ندارد:" جمهورى سوسياليستى اسلامى عربی لیبی" هر از چندی قذافی بنا به حال مزاجی اش کلماتی را از این نام کم یا به آن اضافه می کند. هنوز هم خیلی ها نمی دانند که چه نوع حکومتی بر لیبیایی ها سوار است هرچه که هست ملغمه ای است از آنچه قذافی در ذهنش پرورانده. ما قصد توضیح جغرافیا و تاریخ لیبی را نداریم که از این جهت این کشور در منظومه جهان اسلام، تاریخی درخور از مردمان مسلمان و مبارزه با استعمار و تمدن دارد. اما مانند پاره های دیگر جهان اسلام ، لیبی نیز فصلی از تقدیر تاریخی اش را سپری می کند که با حکومت قذافی شروع شده و معلوم نیست به قذافی چندم ختم شود. الغرض شناخت لیبی تا آنجا برای ما اهمیت دارد که به مساله امام صدر مربوط است.

لیبی سرزمینی است با وسعتی کمی بزرگتر از ایران و جمعیتی حدود یک ششم ایران. از راه مدیترانه مهمترین همسایه اش ایتالیا است. تا 1955 مستعمره ایتالیایی ها بود و چند سالی پس از استقلال ، دقیقا در 1960 سرهنگ معمر قذافی به همراه نظامیان دیگر، حکومت را قبضه کرد. از این پس برای لیبیایی ها آفتاب با نام قذافی طلوع می کند و با نام او غروب. پایتخت سیاسی لیبی طرابلس غرب یا تریپولی  است. امام صدر صبح روز  26 اوت  1978 و همزمان با جشن هجده سالگی برقراری حکومت قذافی وارد فرودگاه طرابلس شد.  

این زمان برابر است با 3 شهریور 1357 و ما از این پس برای دوری از سردرگمی تاریخی خوانندگان، تاریخها را بر اساس هجری شمسی  ذکر خواهیم کرد. هتل الشاطی آخرین مقصدی بود که امام به دلخواهش آنجا رفت. شاهدان دیده اند که 9 شهریور 1357 ماشینهای تشریفات دولت لیبی با همان دیسیپلین خاص آمدند تا مهمان عالیرتبه قذافی را به ملاقات او ببرند. فرومایگان را گریزی نیست تا مگر جوانمردان را از راه فتوت به چاه غدر افکنند و در بند کشند. امام صدر 9 شهریور 57 ( 31 اوت) برای برقراری صلح در لبنان و منطقه خاورمیانه و جلوگیری از کشتار بیشتر شهروندان  لبنان پای در دام نهاد تا اسارتش، بهای آزادی و حیات انسانهایی باشد که امروز ارض اسراییل از استواری گامهایشان می لرزد. نهنگی هولناک از میانه طوفان  خاورمیانه برآمد و امام شیعیان لبنان را بلعید و دلدادگانش را داغی بر دل نهاد که با هیچ مرهمی آرام نمی شود. اما چشمها هنوز بر دریاست تا کی عهد امام با خدا پایان پذیرد و او سالم بر ساحل پیاده شود" و کذلک ننجی المومنین"

 

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 8:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه 22 اسفند1388

سی و یک اوت ، نهم شهریور، این تاریخ را به خاطر بسپار!

شاید تنها دلیلی که ما را مجاب می کند 31/8/1978 را تاریخ ربودن امام صدر بدانیم، اولین بیانیه رسمی دولت لیبی درباره قضیه امام باشد. آنها در آن بیانیه، ضمن تایید ورود امام به لیبی و اقامتی چند روزه در طرابلس ،مدعی شدند امام به خواست خود در 31/8/1978 خاک لیبی را ترک کرد. اگرچه امروز ما به تصریح قذافی در صحبتهای سالهای اخیرش و مواضع رسمی مقامهای لیبیایی، می دانیم که امام صدر هیچگاه از لیبی خارج نشد و این بیانیه صرفا جهت اقناع افکار عمومی در آن تاریخ منتشر شد. به هرحال سی و یک اوت یا نهم شهریور مبدا تاریخ هجرت امام موسی صدر از چشم های مردمش به دلها شان است و از آن روز سی و دو سال می گذرد که اگر سی و دو هزار سال دیگر هم بگذرد تفاوتی در مساله ایجاد نمی شود . امام موسی صدر وارد لیبی شد و هرگز از لیبی خارج نشد. حکومت لیبی و شخص قذافی مسول جان امام بوده و هست. مسولین پیگیری قضیه امام صدر در ایران و لبنان و هر جای دیگر هم  باید بدانند: " ما نگران جان امام صدر هستیم" و تا دریافت خبر موثقی از او پیگیر خواهیم بود.

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 11:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه 15 اسفند1388

چرا باید همایش گرفت، چرا باید همایش رفت

اگر در فضای دانشگاهی ایران زیسته باشی می دانی که غیر از  قلیل گردهماییهای نو و پربار ، بیشتر همایش ها تکراری و شاید برای هزینه بودجه هایی باشند که نباید به خزانه برگردد! برای همین من مشتری خوبی برای همایش نیستم، گرچه " همایش" که گناهی نکرده . مشکل برگزارکنندگانند.

حالا چقدر انگیزه باید باشد که نزدیک هزار کیلومتر راه را بروی تا در همایشی شرکت کنی که نامش " امام موسی صدر، انسان عقل و اخلاق" باشد. هیچ!

وقتی قرار است درباره انسانی بشنوی که هزار ها کیلومتر بیشتر از این، راه پیمود تا نماد انسان عقل و اخلاق شود. شرمنده هم می شوی. آنچه از اوصاف امام در این همایش شنیدم چیزی بر دانسته هایم نیافزود اما از راه " فذکر ان نفعت الذکری" در جانم شیرین نشست. امام موسی صدر برای من جامع اضداد است ،رحم و شداد، صبر و بی قراری، صلابت و تواضع و ... چه می گویم ، مگر تو می توانی اوصاف  آنهایی را بشماری که به مدد پیروی راستین انسان کامل،  بر منابر نور تکیه زده اند و وجوهشان نور است و در جنت همنشین نورند و نور می خورند و نور می آشامند ... و لابد اینچنین است که " سید موسی صدر" در دلهای ما که با چشم های دنیاییمان نیز ندیدیمش این همه خوش  می نشیند.

  چرا باید همایش بگیریم؟ این سوال را به دلیل حضور در جمع دوستان مجری همایش های گذشته زیاد با خود مرور کرده ام . به راستی چرا باید همایش هایی با عنوان " امام موسی صدر + ..." برگزار گردد؟

مشکل اینجاست که ما هنوز بعضی مسایل را برای خودمان حل نکردیم و بعضا آن قدر متوهم بودیم که لازم هم ندیدیم حتی از خودمان سوال کنیم:  امام موسی صدر کیست؟ آیا ما برای شناساندن امام موسی صدر همایش می گیریم؟ اصلا ما امام را می شناسیم که معرفی کنیم؟ آیا ما می خواهیم فقط سوال را طرح نماییم؟ آیا این همایش ها مقتضیات پیگیری سرنوشت امام صدر است؟ یا همایش ها پیگیری را هم به دنبال خواهد داشت؟ و....

خوب باید صادق بود ما در همان سوال اول مانده ایم و هنوز پاسخ روشنی در جواب نداریم: امام موسی صدر کیست؟ برای آنها که مخاطب شریفه ی" کلوا مما تنبت الارض " هستند و حیات انسانها را از لحظه تولد دنیایی اش می دانند و رشد او را در رشد اندامهای گوشتی و استخوانی، پاسخ اما روشن است: امام صدر در قم به دنیا آمد، عاقله مردی بود که به لبنان رفت، جایی در سواحل مدیترانه.  هنوز چند ماهی تا پایان سال 1978 میلادی مانده بود که دیگر امام صدر دیده نشد! همین. اما مگر با ندیدن همه چیز تمام می شود. نه! ما پیروان منطق دیگری هستیم و رستگاری را در ایمان به حقیقت های نادیده  می دانیم:" یومنون بالغیب"

هیچ وقت در این موقعیت بوده ای: کلی کتاب خوانده ای، مصاحبه کرده ای، عکس و فیلم دیده ای، خودت را به آب وآتش زدی و بعد وقتی با کسی که اصلا این امتیازات را ندارد روبرو می شوی و با ولع احمقانه ای می خواهی تمام اطلاعاتت را به او منتقل کنی و دیتاهایی را که با کلی زحمت طبقه بندی کرده ای را برایش شرح دهی! تحویلت نمی گیرد. تازه  می فهمی حرف هم را نمی فهمید او اصلا علاقه ای ندارد که بداند مثلا امام صدر در فلان سفرش به فلان جا، با کی ملاقات داشته و حتی مثل تو گاهشمار زندگی امام را هم نمی داند و برای این اطلاعاتی که تو به زحمت کسب کرده ای تره هم خورد نمی کند! برایش مهم نیست عکسی از امام در جیب داشته باشد. اعصابت به هم می ریزد مثل افلیج ها می شوی و تیر خلاص را وقتی بر پیکرت حس می کنی که می بینی او شخصیت "مشروح" اطلاعات تو را  "محبوب" خود می داند. "اطلاعات(DATA)" ندارد ولی "شناخت" دارد، می شناسد. آنچه را که تو می خواستی به مدد دیتا به او منتقل کنی حس می کند. با عقل مفلوک ما جور در نمی آید. سر خورده می شوی نه!   من این موقعیت را زیاد تجربه کرده ام.

راز این محبت کجاست؟ آنها که می خواهند با  جملاتی مبتذل مثل جاذبه بصری امام و تساهل و تسامح و تعامل با دولتها و گفتگوی تمدنها و ... حقیقت را کتمان کنند، خود می دانند. اما من نمی توانم اظهار محبت راننده وانت و فراش دانشگاه را که نه علاقه ای به تعاملات بین المللی دارد و نه سر از تساهل و تسامح در می آورد را نادیده بگیرم و دلم را خوش کنم که حتما زیبایی صورت امام صدر باعث  این محبت است! حالا خوب است که مثال از لبنان نیاوردم و الا علمای قوم ، چند ساعت برایم سخن رانی می کردند که خدمات اجتماعی و بهبود رفاه و کاهش سطح فقرو... دلیل اصلی این محبت متصل است و خودشان هم می دانند که  همه اینها مزید علت است نه علت! و الا چرا مسیحیان که سطح اقتصادی متفاوتی در لبنان دارند  نیز غم فراق امام ما را دارند و امثال ما در تهران که به یقین،  امام صدر  هیچ کاری برای سطح رفاه زندگی و فقر زدایی از محلاتمان و ... نکرده است همان حسی را داریم که لبنانیها. و صادقانه باید بگوییم همه لبنانیها هم دل خوشی از امام ندارند که اگر اینچنین بود،  امروز ما باید با چشم سر به دیدار امام می رفتیم نه با چشم دل!  شناخت شخصیت او هم دلیل خوبی نیست. همه می دانند تا چندی پیش یک کتاب درست و حسابی و یا یک فیلم ناب هم از امام منتشر نشده بود که بخواهد دلیل این محبت باشد.

عقل محاسبه گر من، درمانده است و خدایا، امام نیز اگر می خواست چون ما تابع عقل محاسبه ای باشد که اصلا به لیبی نمی رفت و با موجودی به نام قذافی دیدار نمی کرد .

پس پای از بند این مناسبات محاسبه ای بازکن و حجابها را کنار زن.  شناخت امام جز از همان راهی که او به دل های ما پای گذاشته، ممکن نیست.  باید دل به فطرت سپرد . امام بر فطرت مردمان حکم می راند و از این رو ما که 3 سال پس  ورود او به لیبی به دنیای آمدیم نیز مردم او هستیم. کشف الاسرار محبت و دلدادگی مردمان به امام موسی صدر و " یاد آورندگانی" چون او، فطرت اللهی بودن سلوک آنهاست. و چنین است که زمان حجاب میان ما و او نیست.

اگر گوش نا محرمان نمی شنید فاش می گفتیم که او ربوده نشده است. مگر می توان او را از دلهای ما ربود! چه کنیم که در مهبط آدم، موسی و فرعون در کنار هم زیست می کنند و از یک طعام می خورند و از یک چشمه سیراب می شوند. فرعون نیز با غیبت موسی، دل به روزهایی خوش کرد که پایانش را می دانیم" فاغرقناه و من معه جمیعا".

بگذریم، سخن بر سر چرایی برگزاری همایش بود که دل از دست رفت.

اگر پیش از این تردیدی هم بود باید گفت همایش مشهد  نشان داد بررسی حقیقی شخصیت امام و سیره اش بر معرفی جاذبه های شخصی و خانوادگی اش  اولویت دارد.

صرف نظر از عمق و کیفیت مقالات مطروحه در همایش باید گفت کم کم  نیاز به جنبه های تحلیلی حرکت عظیم امام صدر حس می شود. دیگر نمی توان به راحتی از کنار حقایقی نظیر " جامعه مقاوم لبنان محصول آموزه های امام صدر است" یا " امام  همزیستی ادیان را میسر کرد" گذشت. وقت آن رسیده تا از امتیازات سطحی امام عبور کنیم و حقیقت حرکت اش را ببینیم. درک منش امام و تحلیل عملکردش جز با آشنایی با اصول جامعه شناسی و مردم شناسی و روانشناسی و ... او که منبعث از وجه فقاهت امام صدر است میسر نیست.  عمل امام  ظاهر حقیقتی باطنی است که از  فقه ناب شیعه سرچشمه می گیرد. امام، فقیهی عامل است که اسلام را با همه وجوهش درک کرده است و این از موسایی که در صدر میراث داران صدها سال فقه شیعه  قرار دارد بعید نیست.

اما چرا باید همایش رفت؟

دروغ گفته ام اگر بگویم برای سیر در اندیشه امام صدر به مشهد رفته ام. اما چه کنیم و به راستی چه می توان کرد با این  بغض های در گلو مانده. حرص خوردن هایمان را با چه کسی تقسیم کنیم؟ همایش امام صدر که می رویم، سبک می شویم... دست خودمان نیست. صد بار دیگر هم که همایش بگیرند می رویم....

-------------------------

این مطلب را پس از باز گشت از همایش امام صدر، انسان عقل و اخلاق  در تاریخ 8/12/88 نوشتم برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره همایش به اینجا مراجعه کنید

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 11:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 27 دی1388

ورود امام به طرابلس

معمای ربودن امام موسی صدر از زمان حضور وی در فرودگاه طرابلس غرب آغاز می شود. همانطور که در مطالب قبلی تشریح شد بر مبنای مجموعه ای از دلایل ( رجوع شود به مقاله عوامل و زمینه های سفر امام به لیبی) امام موسی صدر  بصورت رسمی  و از طریق خطوط هوایی  الشرق الاوسط به شماره 4/3/430 در تاريخ 25/8/1978 وارد طرابلس غرب می شود. ورود امام به لیبی مورد تایید تمام مراجع رسمی و قضایی است. از همان ابتدا بیانیه های رسمی دولت لیبی نیز با تایید رسمی حضور ایشان در تاریخ مذکور در فرودگاه طرابلس، بر استقبال رسمی از ایشان تاکید کرد. باید دانست روز  اول سپتامبر ،سالگرد انقلاب لیبی است. و هرساله این روز، با حضور مهمانان سرشناس در لیبی جشن گرفته می شود. لذا فرودگاه طرابلس آماده استقبال از شخصیت های مختلفی بوده است. بعدها بعضی از این شخصیتها ملاقات با امام در طرابلس را تایید کردند. این مهم را از  اولین بیانیه  دولت لیبی در تاریخ  17/9/1978 (حدود 22 روز پس از حضور امام صدر در خاک لیبی) هم می توان دریافت.:

"در ديدار کاردار سفارت ليبی با امام، ايشان ضمن اشاره به اشتغالاتش در آن برهه‌‌‌ زمانی پيشنهاد می کند که سفر در نيمه دوم ماه مبارک رمضان صورت گيرد و روز 25/8/1978 را برای سفر تعيین می کنند. در تاريخ مذکور وی به طرابلس رسيد وبه گرمی مورد استقبال قرارگرفت. در ايام اقامتش ديدارهای متعددی صورت گرفت"

 

حضور امام موسی صدر در لیبی با استقبال رسمی مقامات لیبیایی و تشریفات معمول در فرودگاه انجام می پذیرد. امام و همراهان به هتل الشاطی منتقل و پذیرایی می شوند. از این تاریخ تا اعلان رسمی ربودن ایشان (31/8/1978) امام حدود یک هفته  را در لیبی به سر می بردند. از این پس باید به سولات زیر پاسخ داد

1-     چرا باید31/8/1978 را تاریخ ربودن امام صدر بدانیم؟

2-     در این یک هفته ،امام موسی صدر در لیبی چه فعالیت هایی داشته است؟

3-     اسناد حضور امام صدر در لیبی در این بازه زمانی چیست؟

4-     ربودن امام صدر مطلوب چه کسانی بود؟

5-     فرضیه های ربودن امام صدر چیست؟

6-     چرا لیبی متهم اصلی است؟

7-     نقش لیبی در وقایع روز لبنان چه بود؟

8-       رابطه قذافی و امام چگونه بود؟

9-       اولین پیگیری ها ؟

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 10:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه 26 دی1388

سرزمین کوسه ها

روز پنج شنبه 24/10/88 ، منوچهر متکی  به لیبی رفت و با کوسه دیدار کرد. متکی و کوسه دو روز برای بسط روابط سیاسی و اقتصادی،  سر و کله زدند.  متکی و کوسه از روابط دوستانه صحبت کردند. متکی و کوسه درباره امام موسی صدر حرف نزدند. متکی با قذافی هم دیدار کرد شاید. متکی حرفی از امام صدر نزد. کوسه هم حرفی از امام صدر نزد . کوسه ها هیچ گاه درباره انسانها صحبت نمی کنند. کوسه در لیبی است، لیبی پر از کوسه است . کوسه ها رحم نمی کنند. کوسه ها فقط می بلعند. کوسه ها روابط دوستانه برقرار نمی کنند. دنیا به ما می خندد. کوسه به ما می خندد. لبخند تلخی هم بر لب ما می نشیند.

تا استجابت دعای ما و موسی ، زمانی نمانده است." فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ "

توضیح:

منوچهر متکی روز پنجشنبه  24/10/88 در راس یک هیئت بلند پایه سیاسی و اقتصادی و برای انجام دیدار رسمی دو روزه به دعوت موسی کوسه همتای لیبیایی خود وارد لیبی شد. طبق اخبار رسمی، وزیر امور خارجه هیچ صحبتی در باره پرونده امام موسی صدر با مقامات لیبیایی نکرده است. این خبر برای دوستداران امام صدر تلخ است اما جدید نیست. برای ما که دستگاه دیپلماسی کشورمان را با طعم های مختلف ( سازندگی، اصلاحات، اصولگرا و...) چشیده ایم ، این خبر  را نتیجه، دیگر است. ضعف دیپلماسی کشورمان در پیگیری سرنوشت ایرانیان، معلول مذاق سیاسی حاکم نیست.این ضعف ساختاری است. این بیماری با تار و پود دستگاه سیاست خارجی ایران آمیخته است. و اینچنین است که سلسه فرهیختگان ربوده شده ایران زمین نا تمام است

تحلیل این حماقت دیپلماسی خارج از  حوصله این وبلاگ است. حکما، دوستان دیگر به این مهم خواهند پرداخت. شاید اگر فرصتی می یافتم و دیپلمات های مرتبط با این موضوع را می دیدم، می گفتم:" مارا به خیر تو امید نیست..."

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 14:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 23 دی1388

چرا ننوشتم

به قول کوروش علیانی "این تغییر وبلاگ هم کار عبثی است" . وقفه  پیش آمده را بگذارید به حساب تنبلی و تلاش بیهوده ای برای تغییر وبلاگ.  امیدوارم دیگر در گیر این مصیبت نشوم. از امروز برخی دیگر از فراز های پرونده ربودن امام صدر را روی این وبلاگ می گذارم. اگرچه مطالب کامل تر در سایت رسمی موسسه امام موسی صدر در دسترس است. می دانم که دوستان موسسه امام صدر در عین لطفی که دارند از اینکه یکی از وبلاگ های  مرتبط با امام موسی صدر در "فضای مجازی "، همچنان غیر فعال است دلگیرند. انشا الله بزودی این نقیصه هم برطرف می شود

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 8:38 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 22 آذر1388

عوامل وزمينه های سفرامام موسی صدر به ليبی

افزايش رنج ومحنت مردم لبنان وشدت گرفتن تجاوزات صهيونيست ها واشغال جنوب عملاَ مانع اعمال حاکميت دولت لبنان بر اين منطقه شده بود. چون اسرائيل از اجرای قطعنامه 425 شورای امنيت وعقب نشينی از مناطق مرزی سرباز زده بود، امام موسی صدر وظيفه خود می دانست که اوضاع بحرانی لبنان وعمق خطرهای تهديد کننده جنوب لبنان را به اطلاع رهبران کشورهای عربی برساند. رهبرانی که در رسيدگی به اين وضع اسف بار تأثير مستقيم داشتند.

در همين راستا، امام به سوريه، اردن، عربستان سعودی والجزاير سفر کرد واين کشورها را به برگزاری نشست محدود سران فراخواند، با اميد اين که مصيبت های مردم لبنان، پايان يابد و جنوب آن آزاد شود. همين مطلب را وی در گفت وگو با روزنامه اخبار خليج چاپ بحرين اظهار داشت که خلاصه آن را روزنامه النهار مورخ 24/7/1978 منتشر كرد. وی در الجزائر با رئيس جمهور وهواری بومدين ومحمد صلاح يحياوی و ديگر مسؤولان جبهه ملي آزادی بخش الجزائر گفت وگو کرد. در يکی از اين نشست ها به وی توصيه شد که از کشور ليبی که در روند اوضاع نظامی وسياسی لبنان اثر گذار است، ديدار کند وسفر دوره ای خود را تکميل كند. وی در آن نشست اظهار داشت که تنها ديدارش از ليبی در سال 1975 براي شرکت در کنگره ای اسلامی بوده واو  به دعوت ليبی براي ديدار وی از ليبی وگفت وگو با رهبران آن  پاسخ موافق خواهد داد.

 در تاريخ 28/7/1978 امام صدر در دفتر خود پذيرای کاردار سفارت ليبی در لبنان شد و او امام  را دعوت کنگره عمومی خلق ليبی را براي ديدار از ليبی وگفت گو با دبير کل کنگره سرهنگ معمر قذافی ابلاغ  كرد وخواهش کرد که اين سفر در 19يا 21 اوت 1978 انجام شود. امام  اين دعوت را پذيرفت ودر مورد تعيين زمان سفر با تأمل برخورد کرد.

در تاريخ 20/8/1978 ايشان به کاردار ليبی اطلاع داد که مايل است سفر در تاريخ 25/8/1978 انجام شود و اينكه  ناگزير به ترک ليبی پيش از 1/9/1978 است تا  بتواند به همسر بيمارش که در حال درمان در فرانسه است رسيدگی کند ونيز بايد برای پاره اي کارهای ضروری به لبنان باز گردد. همچنين نام اعضای هيئت همراه خود را به کاردار ليبی اعلام کرد.

سفارت ليبی در لبنان بليت سفر امام وهمراهانش شيخ محمد يعقوب وعباس بدرالدين را به او تقديم و به موجب نامه ای به خطوط هوايی الشرق الاوسط به شماره 4/3/430 در تاريخ 24/8/1978چند صندلی در جايگاه ويژه هواپيما برای ايشان رزرو کرد.

روز جمعه) 25 اوت 1978 ميلادي( امام موسی صدر همراه شيخ محمد يعقوب ويکی از اصحاب مطبوعات يعنی استاد عباس بدرالدين (مدير خبرگزاری لبنان) به ليبی سفر کرد. در ميان بدرقه کنندگان ايشان در فرودگاه بيروت کاردار ليبی محمود بن کوره حضور داشت. در فرودگاه طرابلس غرب رئيس دفتر ارتباطات خارجی کنگره عمومی خلق احمد شحاتی از ايشان استقبال کرد. امام وهمراهانش در هتل الشاطی، در طرابلس غرب به عنوان ميهمان رسمی دولت ليبی اقامت گزيدند.

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 23:28 |  لینک ثابت   • 

شنبه 21 آذر1388

فریاد در خاموشی

برای کسانی که دغدغه سرنوشت امام موسی صدر دارند، نام دکتر محسن کمالیان،  آشنا است. دکتر کمالیان عضو هیات علمی پژوهشگاه زلزله شناسی است. همان موسسه ای که هرگاه جایی از ایران می لرزد با دقت بالا مشخص می کند کجا بوده و چقدر. ..

دکتر کمالیان سالها در باره امام موسی صدر پژوهش کرده است وسایت مستقلی به نام " روایت صدر " را هم اداره می کند.

 کمالیان به مقتضای آزاد اندیشی مثال زدنی و البته سالها فعالیت آکادمیک اش ، نظریات منحصر به فردی پیرامون پیگیری قضیه امام موسی صدر دارد. نقد بی پرده فعالیتها ی دولتی ، رسمی و غیر رسمی قضیه امام موسی صدر دغدغه همیشگی دکتر بوده است. اکنون او مجموعه فعالیت هایش در بیش از دو دهه اخیر را به انضمام مطالب به درد خور دیگر درباره پرونده ربودن امام موسی صدر را درکتاب " فریاد در خاموشی" منتشر کرده است. برای علاقمندان به سرنوشت امام موسی صدر، " فریاد در خاموشی"  ، کتاب متفاوتی است:" گزارشی است از تلاش‌های متواضعانه‌ی یک دوست‌دار ایرانی امام صدر، که قداست انقلاب و سلامت نفس رهبران آن باورش بود و «سامان‌یابی روند پیگیری مسأله‌ی امام صدر توسط جمهوری اسلامی ایران» بزرگ‌ترین دغدغه‌‌‌‌ی او( به نقل از سایت روایت صدر)"

نوشته شده توسط ح.وهابیان در 20:46 |  لینک ثابت   •